تبليغاتX
دیدار عاشقان جهان

لیلی

 

 لیلی


خدا مشتی خاک را بر گرفت.می خواست لیلی را بسازد.


از خود در او دمید.ولیلی پیش از آنکه باخبر شود,عاشق شد.


سالیانیست که لیلی عشق می ورزد.لیلی باید عاشق باشد.


زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد,عاشق می شود.


لیلی نام تمام دختران زمین است,نام دیگر انسان.

 

خدا گفت:به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید.


آزمونتان تنها همین است:عشق.و هرکه عاشق تر آمد,نزدیکتر است

 

.پس نزدیکتر آیید,نزدیکتر.


عشق,کمند من است.کمندی که شما را پیش من می آورد.کمندم را بگیرید.

 

و لیلی کمند خدا را گرفت.


خدا گفت:عشق فرصت گفت و گو است.گفت و گو با من. با من گفت و گو کنید.


و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد.لیلی هم صحبت خدا شد.


خدا گفت:عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.


و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند

 

+ نوشته شده بر روي قلب من جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 20:59 توسط Adonis |

روزهای خوبم

من روزهای خوبم را پس می خواهم!

 

من روزهای خوبم را پس می خواهم!

 

خدایا به من باز گردان

 

روزهای آرامشم را باز گردان

 

من خودم را می خواهم

 

روزهای خوبم را با عزیزانم می خواهم

 

خدایا مرا آغاز گردان

 

روزهای خوبم را باز گردان

 

باز گردان.............

 

 

+ نوشته شده بر روي قلب من جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 12:35 توسط Adonis |

Heart

                  

 براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌

 

                      ديوانه هيچ نداشت و

 

 گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد

 

مي گريد ، آما هيچكس ندانست

 

 كه قيمت عشق اشك است

 

 

دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي

 

دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو

 

دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم

 

 نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.........

 

+ نوشته شده بر روي قلب من شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:7 توسط Adonis |