افسوس
افسوس

بسويم بيا و مرا درياب
پشت پنجره تنهائي هاي من
تنها دو چشم آهوئي تو ، مرا تسلا مي دهد
تو چه خيال انگيزي
افسوس ، بهاراني مي آيد و من نيستم
تا به لطف چشمان تو زندگي را تحمل كنم !
افسوس !!!!................
تقديم به پريساي عزيز كه مرا در بهبود اين وبلاگ
كمك زيادي نمود .
واين شعر منعلق به اوست حيف ديگر در
كنار ما نيست.
رفت و شايد ديگر......

+ نوشته شده بر روي قلب من چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت
1:12 توسط Adonis |

