شعر / زنده ياد " ترانه سهراب"
خورشيد عشق بود كه درمغرب وداع
در سرخي حرير شفق آرميد و رفت
زنده ياد " ترانه سهراب "شاعر ايراني سال 1315 خورشيدي درتهران متولد و هفته گذشته( دي ماه 1384 خورشيدي ) در " ويرجينيا " واقع دركشور "آمريكا" ازدنيا رفت. وي در طول زندگي ادبي خود سه مجموعه شعر منتشر كرد كه عبارتند از: « صدف تنهايي»1371خ،« كبوتران سحر» 1376خ، « شكوه شكفتن»1381خ. وي خواهر "سيمين بهبهاني " شاعرنامدار ايراني است. از ترانه سهراب چهار فرزند نيز به نامهاي ؛ پيمانه ، عباس، علي و فضل الله به يادگار مانده اند كه براي آنها آرزوي سلامت مي كنيم .
" آتي بان" درگذشت اين شاعر را به جامعه ادبي و خانواده وي تسليت مي گويد . روحش شاد يادش گرامي . 
« چون آفتاب»
چو آفتاب از لب باممم پريد و رفت ؛
روزمرا به كام سياهي كشيد و رفت
چون شبنمي نهان زنظر درسكوت صبح
يكدم به برگ لاله و نسرين خزيد و رفت.
با اشك چون ستارهء من همنشين نشد،
همچون شهاب گرم و گريزان دويد و رفت.
برگ مرا فشاند و به همراه خويش بُرد
چون باد بر درخت شفق آرميد و رفت .
خورشيد عشق بود كه درمغرب وداع
درسرخي حرير شفق آرميد و رفت.
چون جويبار بي خبر از سرنوشت باغ
فرياد مرغكان چمن را شنيد و رفت.
اي واي ازآن مسافر بي اعتنا كه دوش
در چشم ما نشان تمنّا نديد و رفت...
« فروغ آرزو»
ديشب چوفروغ آرزو، اي دوست،
چشمان تو بانگاه محشر كرد.
دزديد نگاه آرزومندت
اميد مرابه تو فزونتر كرد.
لبخند تو چون نوازش خورشيد
آرامش جان ناتوانم بود.
گفتار تو چون ترانهء اميد
آميخته با زبان جانم بود.
هنگام نگاه كردنت ديدي
چشمم چه نگاه صدزباني داشت.
ديدي كه نگاه من چه ها مي گفت
گويي كه زعشق داستاني داشت.
رفتي و دلم شكست و دور از تو
چون جام تهي به بزم يارانم .
ازمستي عشق باده درمن نيست
مخموري غم نشسته در جانم.
دايره المعارف شعر معاصر
به گزارش خبرگزاري كويت ، نوفل در اين دايره المعارف ، 7500 شاعر معاصر جهان عرب را معرفي كرده است.
محقق در دايره المعارف خود ، به سال تولد ، درگذشت ، محل تولد ، نام ديوان اشعار ، سال انتشار توجه داشته است.
در دايره المعارف جديد ، نام بسياري از شاعران گمنام و ناشناخته عرب كه در كشورهاي مختلف از جمله ايران ، تركيه ، افغانستان ، فرانسه ، دانمارك و انگليس زندگي مي كنند ، آمده است.
دكتر يوسف نوفل با مراجعه به 240 كتاب و دايره المعارف ، اين كتاب 1100 صفحه اي را گردآوري و نشر المختار آن را منتشر كرد.
|
| ||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||
ادامه حرف دل
زندگی نامه منوچهر آتشی
دوم مهرماه 1310 در روستاي به نام "دهرود" دشتستان جنوب متولد شدم, خانواده ما جزء عشاير زنگنه كرمانشاه بودند كه در حدود 4 نسل پيش به جنوب مهاجرت كرده بودند.
نام خانوادگي من به دليل اينكه نام جد من "آتشخان زنگنه" بود"آتشي" شد، پدرم فردي باسوادي بود و به دليل علاقهاي كه سرگرد اسفندياري كه در جنوب به رضاخان كوچك مشهور بود, پدرم را به بوشهر انتقال داد و پدرم كارمند اداره ثبت و احوال بوشهر شد.
در سال 1318 به مكتب خانه رفتم در همان سالها قرآن و گلستان سعدي را ياد گرفتم ولي به دليل شورشي كه در آن شهر شد سال دوم را تمام نكرده بودم از كنگان به بوشهر رفتم و در مدرسه فردوسي بوشهر ثبت نام كردم و تا كلاس چهارم در اين مدرسه بودم و در تمام اين دوران شاگرد اول بودم و كلاس پنجم را به دليل تغيير محل سكونت در مدرسه گلستان ثبت نام كردم.
كلاس ششم را با موفقيت در دبستان گلستان به پايان رساندم, در اين سالها بود كه هوايي شدم و دلم براي روستا تنگ شد و با مخالفتهايي كه وجود داشت دست مادر دو برادر و خواهرم را گرفتم به روستا بازگشتيم و در چاهكوه بود كه با عشق آشنا شدم و اولين شعرهايم نيز مربوط به همين دوران است.
البته مساله علاقمندي من به شعر و شاعري به دوران كودكيام باز ميگردد خيلي كوچك بودم كه به شعر علاقهمند شدم، اما اولين تجربه عشقي در چاهكوه اتفاق افتاد او نيز توجهي پاك و ساده دلانه به من داشت, آن دختر خيلي روي من تاثير گذاشت و در واقع او بود كه مرا شاعر كرد.
شاعر مجموعه"آواز خاك" در ادامه با بيان اين نكته كه در آن سالها ترانههاي زيادي سرودم و به دليل نرسيدن ما به هم و ازدواج آن دختر با مرد ديگر و سرطاني كه بعدها به آن دچار شد رد پايي اين عشق در تمام اشعار من به چشم ميخورد.
پس از آن به بوشهر بازگشتم و دوره متوسطه را در دبيرستان سعادت به پايان رساندم, در آن سالها بود كه اشعارم را روزنامههاي ديواري كه در اين مدرسه درست كرده بوديم منتشر ميكردم و حتي در اين سالها در چند تئاتر نيز نقشهايي ايفاء كردم.
او در ادامه با بيان اين نكته كه پس از اتمام دوره دبيرستان به دانشراي عالي راه پيدا كرده است و به عنوان معلم مشغول به تدريس شده, گفت: در همين سالها اولين شعرهايم را در مجله فردوسي منتشر كردم و اين شعرها محصول سرگشتگي در كوهها و درههاست كه به صورت ملموس در اشعار من بيان شدهاند.
آشنايي با حزب توده تاثيرات بسيار زيادي بر آثار من گذاشت و شعرهاي زيادي براي اين حزب با نامهاي مستعار در روزنامههاي آن روزها منتشر كردم و حتي در 29 مرداد پس از كودتا در ايجاد انگيزه به كارگران براي شورش نقش بسزايي داشتم, ولي با مسائلي كه براي حزب بهوجود آمد,؛ از اين حزب فاصله گرفتم و فعاليت جدي سياسي من به نوعي پايان يافت.
من تاكنون دوبار ازدواج كردهام كه هر دو بار كه بيثمر بوده است, همسر اولم با اين كه دو فرزند از او داشتم (البته پسرم مانلي به دليل بيماري كه داشت فوت كرد) به دليل اينكه من حاضر نشدم با او به آمريكا بروم از من جدا شد و دخترم شقايق نيز در حال حاضر در آلمان وكيل است. در سال 1361 ازدواج ديگري داشتم كه آنهم به انجام نرسيد و يك دختر نيز از اين ازدواج دارم.
فعاليتام را با آموزش و پرورش آغاز كردم البته شغلهاي متعددي را تجربه كردم, مدتي با صدا و سيما همكاري داشتم, مسئول شعر مجله تماشا بودم, مشاور ادبي نشريات و انتشارات مختلف بودهام و در حال حاضر نيز در نشريه كارنامه مشغول هستم.
من با اين سن ام هيچ كتابي نيست كه در حوزه فعاليتام ناخوانده مانده باشد, اگر كساني كه به شعر علاقهمند هستند و حس ميكنند قريحه شعري دارند به سراغ شعر بروند و گرنه به دنبال شعر رفتن كاري عبث و بيهوده است.
بهنظرم کار بيهودهایست معذرتخواهی بهخاطر اين همه تاخير در انتشار گزارش جديد بازار کتاب؛ چون ذکر دلايلش، حديثی مکرّر و ملالانگيز است. اما ناگزيرم بگويم که از اين پس نيز نظم گذشتهی ـ دوهفتگی ـ در زمان انتشار گزارش رعايت نخواهد شد؛ در عين حال که تلاش خواهم کرد سوخت و سوز نداشته باشد. توضيح چندبارهی اين نکته هم شايد ضروری نباشد که اين گزارشها، گزارش «نشر» نيست، بلکه گزارش «بازار» کتاب است و کتابهايی که به فروشگاههای کتاب رسيدهاند.
ادامه حرف دل
زندگی فریدون مشیری
|
فريدون مشيری (۱۳۷۹ - ۱۳۰۵) | ||
| ||
ادامه حرف دل
صالحی
بازی در نمايشنامهی "چشم در برابر چشم" اثر غلامحسين ساعدی. اين نمايش تنها دو شب در شهر اجرا و سپس گروه را از ادامهی کار بازمیدارند.
استقبال جرايد پايتخت از شعر صالحی.
۱۳۵۴ - به درخواست رئيس دبيرستان و خواهش خانواده، صالحی بر سر کلاس درس بازمیگردد و ديپلم رياضی را میگيرد.
سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه تنی چند از شاعران پيشکسوت و همنسل خود جريان "موج ناب" را در شعر سپيد پیريزی میکند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از اين جريان پيشرو حمايت میکنند و برای شعر صالحی ويژهنامههايی در مطبوعات جدی و معتبر ادبی منتشر میکنند. (ديدار صالحی با اخوان ثالث، منوچهر آتشی، منوچهر نيستانی، نادر نادرپور و سهراب سپهری در تهران)
اواخر ۱۳۵۴ اعزام به خدمت نظام وظيفه. سه ماه در پادگان لشکرک تهران که به علت نافرمانی، دو ماه آن را صالحی در زندان گذراند. سه ماه خدمت در پادگان صُفه اصفهان که قريب به چهار هفتهی آن را صالحی در زندان گذراند. او در يکی از مصاحبههايش گفته است: "قادر نبودم زور و جور و تحميل بیدليل رنج را تحمل کنم". دو ماه و هجده روز خدمت در قوشچی رضاييه، که در واقع درجهی گروهبان سومی او را حذف کرده و به قوشچی رضاييه تبعيدش کرده بودند. سرانجام پس از سی روز در قوشچی، صالحی به دليل ضعف بينايی و رفتارهای غير قابل کنترل (به زعم فرماندهان) معافيت پزشکی میگيرد و سال ۱۳۵۵ به مسجد سليمان باز میگردد. در تمام اين مدت اشعارش به صورت مستمر در جرايد مرکز به چاپ میرسيده است.
ادامه حرف دل
|
||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||
پيشگامان شعر رمانتيك فارسي
پيشگامان شعر رمانتيك فارسي
مطلب حاضر فصلي است از بخش دوم پايان نامهاي تحصيلي كه با عنوان«پژوهشي تطبيقي در مكتب رمانتيسم» نوشته شده و در شهريور ماه 1377 در داشكده ادبيات داشگاه تهران از آن دفاع شده است. بخش اول اين رساله تحصيلي در قالب كتابي با عنوان سير رمانتيسم در اروپا به همت نشر مركز در سال 1378 منتشر شده است. متن كامل بخش دوم آن نيز به زودي توسط همين ناشر و با عنوان «سير رمانتيسم در ايران» منتشر خواهد شد
ادامه حرف دل


