تبليغاتX
دیدار عاشقان جهان

شعر / زنده ياد " ترانه سهراب"

شعر / زنده ياد " ترانه سهراب"

خورشيد عشق بود كه درمغرب وداع
در سرخي حرير شفق آرميد و رفت

زنده ياد " ترانه سهراب "شاعر ايراني سال 1315 خورشيدي  درتهران متولد و هفته گذشته( دي ماه 1384 خورشيدي ) در " ويرجينيا " واقع دركشور "آمريكا" ازدنيا رفت. وي در طول زندگي ادبي خود سه مجموعه شعر منتشر كرد كه عبارتند از: « صدف تنهايي»1371خ،« كبوتران سحر» 1376خ، « شكوه شكفتن»1381خ. وي خواهر "سيمين بهبهاني " شاعرنامدار ايراني است. از ترانه سهراب چهار فرزند نيز به نامهاي ؛ پيمانه ،‌ عباس، علي و فضل الله به يادگار مانده اند كه براي آنها آرزوي سلامت مي كنيم .
" آتي بان"  درگذشت اين شاعر را به جامعه ادبي و خانواده وي تسليت مي گويد . روحش شاد يادش گرامي .



« چون آفتاب»
چو آفتاب از لب باممم پريد و رفت ؛
روزمرا به كام سياهي كشيد و رفت
چون شبنمي نهان زنظر درسكوت صبح

يكدم به برگ لاله و نسرين خزيد و رفت.

با اشك چون ستارهء من همنشين نشد،

همچون شهاب گرم و گريزان دويد و رفت.

برگ مرا فشاند و به همراه خويش بُرد

چون باد بر درخت شفق آرميد و رفت .

خورشيد عشق بود كه درمغرب وداع

درسرخي حرير شفق آرميد و رفت.

چون جويبار بي خبر از سرنوشت باغ

فرياد مرغكان چمن را شنيد و رفت.

اي واي ازآن مسافر بي اعتنا كه دوش

در چشم ما نشان تمنّا نديد و رفت...

 


« فروغ آرزو»

ديشب چوفروغ آرزو، اي دوست،

چشمان تو بانگاه محشر كرد.

دزديد نگاه آرزومندت

اميد مرابه تو فزونتر كرد.

 

لبخند تو چون نوازش خورشيد

آرامش جان ناتوانم بود.

گفتار تو چون ترانهء اميد

آميخته با زبان جانم بود.

 

هنگام نگاه كردنت ديدي

چشمم چه نگاه صدزباني داشت.

ديدي كه نگاه من چه ها مي گفت

گويي كه زعشق داستاني داشت.

 

رفتي و دلم شكست و دور از تو

چون جام تهي به بزم يارانم .

ازمستي عشق باده درمن نيست

مخموري غم نشسته در جانم.

+ نوشته شده بر روي قلب من دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 12:38 توسط Adonis |

دايره المعارف شعر معاصر

جام جم آنلاين: دايره المعارف شعر معاصر عرب به كوشش دكتر يوسف نوفل ، شاعر ، منتقد و استاد ادبيات عرب دانشكده دختران دانشگاه عين شمس مصر منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري كويت ، نوفل در اين دايره المعارف ، 7500 شاعر معاصر جهان عرب را معرفي كرده است.
محقق در دايره المعارف خود ، به سال تولد ، درگذشت ، محل تولد ، نام ديوان اشعار ، سال انتشار توجه داشته است.
در دايره المعارف جديد ، نام بسياري از شاعران گمنام و ناشناخته عرب كه در كشورهاي مختلف از جمله ايران ، تركيه ، افغانستان ، فرانسه ، دانمارك و انگليس زندگي مي كنند ، آمده است.
دكتر يوسف نوفل با مراجعه به 240 كتاب و دايره المعارف ، اين كتاب 1100 صفحه اي را گردآوري و نشر المختار آن را منتشر كرد.

+ نوشته شده بر روي قلب من شنبه ششم اسفند 1384ساعت 16:40 توسط Adonis |

 

"دستور زبان فارسى" لازار

 
  گلپر نصرى      
  برگرفته از: شرق 15 آبان 84   
 
  دستور زبان فارسى معاصر

گلپر نصرى

نزديك به نيم قرن از انتشار كتاب ارزشمند Graminaire du persan contemporain اثر پروفسور ژيلبر لازار، ايران شناس و زبان شناس بزرگ فرانسوى سپرى گشته است. از انتشار ترجمه انگليسى اين كتاب نيز قريب به سيزده سال مى گذرد. چندى پيش، برگردان فارسى آن با نام «دستور زبان فارسى معاصر» به همت خانم دكتر مهستى بحرينى مترجم قوى دست و مايه ور توسط نشر هرمس به چاپ رسيد. مترجمى كه به تازگى برگردان جديدى از اعترافات ژان ژاك روسو را نيز در كارنامه زرين خود به ثبت رسانده است. گرچه ميان زمان نگارش كتاب به فرانسه و ترجمه آن به فارسى، گسلى پنجاه ساله سايه افكنده است، اما ترجمه ديرهنگام آن «امكان بهره بردن از تغييرات اعمال شده در برگردان انگليسى را به دست داده است.» به ويژه كه صورت انگليسى را استاد هرمز ميلانيان پيش از طبع به دقت بازبينى كرده اند و مولف به پيشنهاد ايشان جرح و تعديلاتى در كتاب صورت داده است. به اين محاسن، البته بايد توضيحات و حواشى دقيق و نكته سنجى هاى سودمند استاد ميلانيان را نيز افزود.

ادامه حرف دل
+ نوشته شده بر روي قلب من یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 13:3 توسط Adonis |

زندگی نامه منوچهر آتشی

زندگينامه‌ی خودنوشت منوچهر آتشي
دوم مهرماه 1310 در روستاي به نام "دهرود" دشتستان جنوب متولد شدم, خانواده ما جزء عشاير زنگنه كرمانشاه بودند كه در حدود 4 نسل پيش به جنوب مهاجرت كرده بودند.
نام خانوادگي من به دليل اينكه نام جد من "آتش‌‏خان زنگنه" بود"آتشي" شد، پدرم فردي باسوادي بود و به دليل علاقه‌‏اي كه سرگرد اسفندياري كه در جنوب به رضاخان كوچك مشهور بود, پدرم را به بوشهر انتقال داد و پدرم كارمند اداره ثبت و احوال بوشهر شد.

در سال 1318 به مكتب خانه رفتم در همان سال‌‏ها قرآن و گلستان سعدي را ياد گرفتم ولي به دليل شورشي كه در آن شهر شد سال دوم را تمام نكرده بودم از كنگان به بوشهر رفتم و در مدرسه فردوسي بوشهر ثبت نام كردم و تا كلاس چهارم در اين مدرسه بودم و در تمام اين دوران شاگرد اول بودم و كلاس پنجم را به دليل تغيير محل سكونت در مدرسه گلستان ثبت نام كردم.

كلاس ششم را با موفقيت در دبستان گلستان به پايان رساندم, در اين سال‌‏ها بود كه هوايي شدم و دلم براي روستا تنگ شد و با مخالفت‌‏هايي كه وجود داشت دست مادر دو برادر و خواهرم را گرفتم به روستا بازگشتيم و در چاهكوه بود كه با عشق آشنا شدم و اولين شعرهايم نيز مربوط به همين دوران است.

البته مساله علاقمندي من به شعر و شاعري به دوران كودكي‌‏ام باز مي‌‏گردد خيلي كوچك بودم كه به شعر علاقه‌‏مند شدم، اما اولين تجربه عشقي در چاهكوه اتفاق افتاد او نيز توجهي پاك و ساده دلانه به من داشت, آن دختر خيلي روي من تاثير گذاشت و در واقع او بود كه مرا شاعر كرد.

شاعر مجموعه"آواز خاك" در ادامه با بيان اين نكته كه در آن سال‌‏ها ترانه‌‏هاي زيادي سرودم و به دليل نرسيدن ما به هم و ازدواج آن دختر با مرد ديگر و سرطاني كه بعدها به آن دچار شد رد پايي اين عشق در تمام اشعار من به چشم مي‌‏خورد.

پس از آن به بوشهر بازگشتم و دوره متوسطه را در دبيرستان سعادت به پايان رساندم, در آن سال‌‏ها بود كه اشعارم را روزنامه‌‏هاي ديواري كه در اين مدرسه درست كرده بوديم منتشر مي‌‏كردم و حتي در اين سال‌‏ها در چند تئاتر نيز نقش‌‏هايي ايفاء كردم.

او در ادامه با بيان اين نكته كه پس از اتمام دوره دبيرستان به دانشراي عالي راه پيدا كرده است و به عنوان معلم مشغول به تدريس شده, گفت: در همين سال‌‏ها اولين شعرهايم را در مجله فردوسي منتشر كردم و اين شعرها محصول سرگشتگي در كوه‌‏ها و دره‌‏هاست كه به صورت ملموس در اشعار من بيان شده‌‏اند.

آشنايي با حزب توده تاثيرات بسيار زيادي بر آثار من گذاشت و شعرهاي زيادي براي اين حزب با نام‌‏هاي مستعار در روزنامه‌‏هاي آن روزها منتشر كردم و حتي در 29 مرداد پس از كودتا در ايجاد انگيزه به كارگران براي شورش نقش بسزايي داشتم, ولي با مسائلي كه براي حزب به‌‏وجود آمد,؛ از اين حزب فاصله گرفتم و فعاليت جدي سياسي من به نوعي پايان يافت.

من تاكنون دوبار ازدواج كرده‌‏ام كه هر دو بار كه بي‌‏ثمر بوده است, همسر اولم با اين كه دو فرزند از او داشتم (البته پسرم مانلي به دليل بيماري كه داشت فوت كرد) به دليل اينكه من حاضر نشدم با او به آمريكا بروم از من جدا شد و دخترم شقايق نيز در حال حاضر در آلمان وكيل است. در سال 1361 ازدواج ديگري داشتم كه آنهم به انجام نرسيد و يك دختر نيز از اين ازدواج دارم.

فعاليت‌‏ام را با آموزش و پرورش آغاز كردم البته شغل‌‏هاي متعددي را تجربه كردم, مدتي با صدا و سيما همكاري داشتم, مسئول شعر مجله تماشا بودم, مشاور ادبي نشريات و انتشارات مختلف بوده‌‏ام و در حال حاضر نيز در نشريه كارنامه مشغول هستم.

من با اين سن ام هيچ كتابي نيست كه در حوزه فعاليت‌‏ام ناخوانده مانده باشد, اگر كساني كه به شعر علاقه‌‏مند هستند و حس مي‌‏كنند قريحه شعري دارند به سراغ شعر بروند و گرنه به دنبال شعر رفتن كاري عبث و بيهوده است.
+ نوشته شده بر روي قلب من شنبه هفدهم دی 1384ساعت 15:53 توسط Adonis |

< گزارش بازار کتـاب [۱۳]

به‌نظرم کار بيهوده‌ای‌ست معذرت‌خواهی به‌خاطر اين همه تاخير در انتشار گزارش جديد بازار کتاب؛ چون ذکر دلايلش، حديثی مکرّر و ملال‌انگيز است. اما ناگزيرم بگويم که از اين پس نيز نظم گذشته‌ی ـ دوهفتگی ـ در زمان انتشار گزارش رعايت نخواهد شد؛ در عين حال که تلاش خواهم کرد سوخت و سوز نداشته باشد. توضيح چندباره‌ی اين نکته هم شايد ضروری نباشد که اين گزارش‌ها، گزارش «نشر» نيست، بلکه گزارش «بازار» کتاب است و کتاب‌هايی که به فروشگاه‌های کتاب رسيده‌اند.


ادامه حرف دل
+ نوشته شده بر روي قلب من شنبه هفدهم دی 1384ساعت 12:40 توسط Adonis |

زندگی فریدون مشیری

فريدون مشيری

(۱۳۷۹ - ۱۳۰۵)

فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه‌مندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش مي‌رسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.

به گفته خودش: ” در سال ۱۳۲۰ كه ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به كشور حمله كرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينكه در همه دوران كودكي‌ام به دليل اينكه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگي كارمندي پرهيز داشتم ولي مشكلات خانوادگي و بيماري مادرم و مسائل ديگر سبب شد كه من در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به كار شوم و اين كار ۳۳ سال ادامه يافت. در همين زمينه شعري هم دارم با عنوان عمر ويران “ . مادرش اعظم السلطنه ملقب به خورشيد به شعر و ادبيات علاقه‌مند بوده و گاهي شعر می گفته، و پدر مادرش، ميرزا جواد خان مؤتمن‌الممالك نیز شعر مي‌گفته و نجم تخلص مي‌كرده و ديوان شعری دارد كه چاپ نشده است.

مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگي درگذشت كه اثري عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست مشغول تحصيل گرديد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما كار اداري از يك سو و كارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامه تحصيلش مشكلاتي ايجاد مي‌كرد .

مشيري اما كار در مطبوعات را رها نكرد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود. اين صفحات كه بعدها به نام هفت تار چنگ ناميده شد، به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد كتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سال‌هاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه و زن روز را بر عهده داشت .

فريدون مشيري در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند.


ادامه حرف دل
+ نوشته شده بر روي قلب من شنبه هفدهم دی 1384ساعت 12:16 توسط Adonis |

صالحی

 - احضار مجدد و تنبيه و تهديد از سوی مقامات وقت. صالحی ترک تحصيل می‌کند.

بازی در نمايشنامه‌ی "چشم در برابر چشم" اثر غلامحسين ساعدی. اين نمايش تنها دو شب در شهر اجرا و سپس گروه را از ادامه‌ی کار بازمی‌دارند.

استقبال جرايد پايتخت از شعر صالحی.



۱۳۵۴ - به درخواست رئيس دبيرستان و خواهش خانواده، صالحی بر سر کلاس درس بازمی‌گردد و ديپلم رياضی را می‌گيرد.

سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه تنی چند از شاعران پيش‌کسوت و هم‌نسل خود جريان "موج ناب" را در شعر سپيد پی‌ريزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از اين جريان پيشرو حمايت می‌کنند و برای شعر صالحی ويژه‌نامه‌هايی در مطبوعات جدی و معتبر ادبی منتشر می‌کنند. (ديدار صالحی با اخوان ثالث، منوچهر آتشی، منوچهر نيستانی، نادر نادرپور و سهراب سپهری در تهران)

اواخر ۱۳۵۴ اعزام به خدمت نظام وظيفه. سه ماه در پادگان لشکرک تهران که به علت نافرمانی، دو ماه آن را صالحی در زندان گذراند. سه ماه خدمت در پادگان صُفه اصفهان که قريب به چهار هفته‌ی آن را صالحی در زندان گذراند. او در يکی از مصاحبه‌هايش گفته است: "قادر نبودم زور و جور و تحميل بی‌دليل رنج را تحمل کنم". دو ماه و هجده روز خدمت در قوشچی رضاييه، که در واقع درجه‌ی گروهبان سومی او را حذف کرده و به قوشچی رضاييه تبعيدش کرده بودند. سرانجام پس از سی روز در قوشچی، صالحی به دليل ضعف بينايی و رفتارهای غير قابل کنترل (به زعم فرماندهان) معافيت پزشکی می‌گيرد و سال ۱۳۵۵ به مسجد سليمان باز می‌گردد. در تمام اين مدت اشعارش به صورت مستمر در جرايد مرکز به چاپ می‌رسيده است.

ادامه حرف دل
+ نوشته شده بر روي قلب من شنبه هفدهم دی 1384ساعت 12:15 توسط Adonis |

  بابا فغاني‌ شيرازي‌ ،  فغاني‌
  شاعر

   
 
سال و محل تولد:    اواسط قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ - شيراز
سال و محل وفات:    ‌ 925 ه.ق‌ - مشهد
زندگينامه:    بابا فغاني‌ شيرازي‌ شاعر ايراني‌ عهد آق‌ قويونلو و اوايل‌ سلطنت‌ شاه‌ اسماعيل‌ اول‌صفوي متخلص‌ به‌ فغاني‌، در اواسط قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ در شيراز به‌ دنيا آمد.وي‌ تحصيلات‌ خود را در زادگاهش‌ انجام‌ داد واز دوره‌ نوجواني‌ به‌ مطالعه‌ و بررسي‌ اشعار شعراي‌ بزرگ‌ ايران‌ پرداخت‌ و سرودن‌ شعر را آغاز كرد. بابا فغاني‌ درسي‌ سالگي‌ عزم‌ سفر خراسان‌ كرد و چندي‌ در هرات‌ (انهدام‌ هرات‌)بسر برد و به‌ خدمت‌ عبدالرحمن‌ جامي نيز رسيد، ولي‌ از اهالي‌ هرات‌ اقبال‌ چنداني‌ نديد و ناگزير عزم‌ آذربايجان‌ كرد و به‌ تبريز رفت‌. وي‌ در اين‌ شهر در سلك‌ شعراي‌ دربار سلطان‌ يعقوب‌ آق‌ قويونلو درآمد و از سلطان‌ لقب‌ بابا گرفت‌; پس‌ از مرگ‌ يعقوب‌ كه‌ مصادف‌ بودبابي‌ ثباتي‌ اوضاع‌ سياسي‌ تبريز، فغاني‌ به‌ شيراز بازگشت‌ و در اوايل‌ سلطنت‌ شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ به‌ خراسان‌ رفت‌ و در ابيورد سكونت‌ گزيد. در اين‌ شهر چندي‌ به‌ ميخوارگي‌ وشرابخواري‌ پرداخت‌ و سپس‌ از اعمال‌ نادرست‌ خود توبه‌ كرد و مجاور مشهدالرضا(ع‌)شد و اشعار و قصايدي‌ در منقبت‌ ائمه‌ اطهار (ع‌) سرود. وي‌ سرانجام‌ در سال‌ 925 ه.ق‌ در مشهد درگذشت‌ و در قدمگاه‌ دفن‌ گرديد. بابا فغاني‌ از سرآمدان‌ عصر خود بود و چون‌ در سرودن‌ غزل‌ و اشعار عاشقانه‌ راه‌ وطريقت‌ حافظ را مي‌ پيمود شعراي‌ معاصر به‌ او لقب‌ حافظ كوچك‌ داده‌ بودند، با اين‌ حال‌اين‌ شاعر غزل‌ سرا در سرودن‌ اشعار خود سبك‌ و سياق‌ خاصي‌ داشت‌ و تعبيرات‌ و احساسات‌ شور انگيز و عواطف‌ رقيق‌ عاشقانه‌ را به‌ زيباترين‌ نحوي‌ در اشعار خود بكار مي‌برد. اين‌ شيوه‌ خاص‌ كه‌ اساس‌ آن‌ در باريك‌ انديشي‌ و نازك‌ خيالي‌ بود سرمنشأ سبك‌ موسوم‌ به‌ سبك‌ هندي قرار گرفت‌ و صائب‌ تبريزي بعدها در غزلهاي‌ خود شيوه‌ سخنوري‌ فغاني‌ را مد نظر قرار داد.
 
آثار:    ديوان‌ اشعار
 
منابع:    منابع‌: -1 صفا، ذبيح‌ا... :تاريخ‌ ادبيات‌ در ايران‌، (جلد چهارم‌)، تهران‌، انتشارات‌ فردوس‌، 1373 -2 رضا زاده‌ شفق‌، صادق‌: تاريخ‌ ادبيات‌ ايران‌، شيراز، دانشگاه‌ پهلوي‌، 1354
+ نوشته شده بر روي قلب من سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 15:8 توسط Adonis |

  آل احمد،  جلال
  داستان نويس - پژوهشگر-مقاله نويس و مترجم

   
 
سال و محل تولد:     2 آذر 1302 - تهران
سال و محل وفات:    18 شهريور 1348 - اسالم گيلان
زندگينامه:    جلال آل احمد در 2 آذر 1302 در تهران به دنيا آمد. در 1323 به حزب توده پيوست و سه سال بعد در انشعابي جنجالي از آن كناره گرفت. نخستين مجموعه داستان خود به نام «ديد و بازديد» را در همين دوران منتشر كرده بود. او كه تاثيري گسترده بر جريان روشنفكري دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعي، پژوهش‌هاي مردم شناسي، سفرنامه‌ها و ترجمه‌‌هاي متعددي نيز پرداخت. شايد مهمترين ويژگي ادبي آل احمد نثر او بود. نثري فشرده و موجز و در عين حال عصبي و پرخاشگر، كه نمونه‌ها‌‌ي خوب آن را در سفرنامه‌هاي او مثل «خسي در ميقات» و يا داستان-زندگي‌نامه‌ي «سنگي بر گوري» مي‌توان ديد. وي در 18 شهريور 1348 در اسالم گيلان درگذشت. 
 
آثار:    از رنجي كه مي بريم اورازان پنج داستان تات نشين هاي بلوك زهرا جزيره خارك در يتيم خليج فارس چهل طوطي خسي در ميقات در خدمت و خيانت روشنفكران دست هاي آلوده ديد و بازديد زن زيادي سرگذشت كندوها سفر امريكا سفر به ولايت عزراييل سفر روس سه تار غرب زدگي مدير مدرسه مكالمات نفرين زمين نون و القلم يك چاه و دو چاله
+ نوشته شده بر روي قلب من سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 15:7 توسط Adonis |

پيشگامان شعر رمانتيك فارسي

دكتر مسعود جعفري عضو هيئت علمي دانشگاه معلم

پيشگامان شعر رمانتيك فارسي
مطلب حاضر فصلي است از بخش دوم پايان نامه‌اي تحصيلي كه با عنوان«پژوهشي تطبيقي در مكتب رمانتيسم» نوشته شده و در شهريور ماه 1377 در داشكده ادبيات داشگاه تهران از آن دفاع شده است. بخش اول اين رساله تحصيلي در قالب كتابي با عنوان سير رمانتيسم در اروپا به همت نشر مركز در سال 1378 منتشر شده است. متن كامل بخش دوم آن نيز به زودي توسط همين ناشر و با عنوان «سير رمانتيسم در ايران» منتشر خواهد شد
ادامه حرف دل
+ نوشته شده بر روي قلب من سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 15:3 توسط Adonis |